آراء المراجع في الحج - ج2

- الشيخ علي الافتخاري الگلپايگاني المزيد...
312 /
15

الجزء الثانى

مقدمه

بر كسى پوشيده نيست كه مناسك و مسائل فقهى حج داراى گسترۀ عظيم بوده و هرروز كه مى‌گذرد با وقوع مسائل مستحدثه، بر گسترۀ آن افزوده مى‌شود.

زرارة بن أعين كه از شاگردان برجستۀ امام صادق (عليه السلام) است، خطاب به آن حضرت مى‌گويد:

«حدود چهل سال است كه از حج مى‌پرسم و شما پاسخ مى‌دهيد و هنوز هم مسائل آن تمام نشده است.

و امام صادق (عليه السلام) در پاسخ وى فرمودند:

«خانه‌اى كه دو هزار سال پيش از پيدايش آدم (عليه السلام) حج گزارده مى‌شده است، توقع دارى در چهل سال مسائل آن پايان يابد؟» (1)

اكنون در اين زمان با وقوع مسائل مستحدثه و تعدّد فتاوى مراجع، كار براى عموم مردم و به ويژه روحانيون محترم كاروان‌ها مشكل‌تر گرديده است.

آية اللّٰه حاج شيخ على افتخارى از پيش‌گامانى هستند كه با تأليف كتاب ارزشمند «آراء المراجع في الحج» تلاش كردند تا نظريات فقهى مراجع معظّم‌

____________

(1) وسائل الشيعة، ج 11، ص 12، ح 1؛ من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 519، باب نوادر الحج.

16

تقليد را يك‌جا گردآورند تا روند پاسخگويى به مسائل حج تسهيل گردد.

معاونت آموزش و پژوهش بعثۀ مقام معظّم رهبرى در راستاى وظايفى كه بر عهده دارد و با توجّه به اينكه سالها از تأليف كتاب «آراء المراجع» مى‌گذشت و برخى نظريات و فتاوى دستخوش تغيير گرديده بود، از حضرت آيت اللّٰه افتخارى درخواست كرد تا در اين كتاب ارزشمند تجديد نظر نموده، آن را تكميل نمايند، ايشان نيز على رغم گرفتارى‌هايى كه داشتند پذيرفتند و سال گذشته اين كتاب چاپ و در اختيار عموم قرار گرفت و از آنجا كه برخى مسائل در جلد نخست وجود نداشت لذا تصميم گرفته شد همراه با مسائل ضرورى ديگر با عنوان «ملحقات آراء المراجع في الحج» به آن افزوده و اين اثر تكميل گردد.

از حضرت آية اللّٰه افتخارى به خاطر تأليف اين كتاب و از فاضل ارجمند جناب حجّة الاسلام و المسلمين آقاى مقدادى و نيز آقاى صدر الدين افتخارى كه كار تنظيم، مقابله و تصحيح كتاب را بر عهده داشتند تشكّر نموده توفيق همگان را از خداوند متعال مسألت داريم.

معاونت آموزش و پژوهش

بعثۀ مقام معظم رهبرى

17

ملحقات استطاعت

18

{*empty#}صفحة فارغة (مطابق للمطبوع){#empty*}

19

لزوم تحصيل مقدّمات بر مستطيع

السيد الخوئي (قدس سره): إذا حصلت الاستطاعة و توقف الحج على مقدمات وجبت المبادرة فإن وثق بالإدراك مع التأخير و إلّا وجب الخروج. (1)

السيد الگلپايگاني (قدس سره): يجب على المستطيع المبادرة إلى تهيئة ما يتوقّف عليه إدراك الحجّ في عام الاستطاعة و لو ببيع أو شراء بحيث تمكّن من أدائه في وقته. (2)

السيد الشبيري: اگر تشرف به حج مقدماتى لازم دارد تحصيل آن مقدمات بر مستطيع واجب است، به طورى كه در اين سال ممكن به حج برسد و اگر مخارجى داشته باشد بايد بپردازد و اگر كوتاهى كرد حج بر او مستقر مى‌شود. (3)

السيد السيستاني: إذا وجب الخروج إلى الحج وجب تحصيل مقدماته، نعم إذا تأخّر في الخروج للوثوق بإدراكه مع التأخير و لكن اتّفق أنّه لم يدركه لسبب ذلك لا يستقرّ عليه الحج على الأظهر. (4)

***

____________

(1) ص 6

(2) ص 12

(3) ص 1

(4) ص 7 و 8

20

الشيخ البهجت: هرگاه استطاعت حاصل شد و متوقف بر مقدمات بود بايد فوراً به تحصيل آن بپردازد و اگر اطمينان دارد كه اگر با قافله اولى نرود با قافله بعدى موفق مى‌شود بنا بر اظهر تأخير جايز است و الّا بايد با اول قافله حركت كند. (1)

الشيخ التبريزي (قدس سره): نفس عبارة السيد الخوئي (قدس سره). (2)

الشيخ الوحيد: و لو قصّر في تحصيلها ففاته الحج استقرّ عليه الحج و لو مع زوال الاستطاعة (3) و إن وثق ... (4)

المؤلف: الأنظار في الفرع متوافقة.

وجوب حفظ استطاعت

السيد الخوئي (قدس سره): نعم يجب المحافظة مهما أمكن فلو صرفه و لم يحفظه استقرّ عليه الحج و لم يكن معذوراً. (5)

السيد الگلپايگاني (قدس سره): اگر مطمئن است كه در سال نوبت، متمكّن از انجام حج است پس گرفتن پول جايز نيست و اگر پس گرفت و بعداً نتواند حج بجاآورد حج بر او مستقر شده است. (6)

السيد السيستاني: إذا أحرز أنّ سائر شروط الاستطاعة سوف تكون متوفّرة له في العام القادم لزمه التحفّظ على استطاعته المالية و إلّا لم يجب على الأظهر. (7)

السيد الشبيري: اگر مى‌داند يا احتمال مى‌دهد كه بعداً از جهات ديگر استطاعت پيدا كند واجب است مال را حفظ كند و اگر نياز مبرم به مال داشته باشد مى‌تواند صرف كند و مستطيع نيست و اگر بداند در سالى كه ساير شرائط فراهم‌

____________

(1) ص 3

(2) ص 7

(3) ص 8

(4) إلى آخر عبارة الخوئي.

(5) المنية، ص 85

(6) احكام، ص 67

(7) الملحق، ص 6

21

مى‌شود از نظر مالى هم تمكن خواهد داشت حفظ اين مال لازم نيست. (1)

*** الشيخ التبريزي (قدس سره): در سالى كه تمكن مالى دارد به حج برود و لو از طريق غير رعايت نوبت، بايد تحفّظ بر مال كند، ولى اگر تمكّن ندارد حفظ استطاعت براى سال‌هاى ديگر واجب نيست و اگر در غير اشهر حج تمكّن مالى پيدا كرد در صورت اطمينان و على الاحوط در صورت احتمال به اجتماع ساير شرائط تحفظ واجب است. (2)

الشيخ الصافي: احتياط اين است كه اگر مطمئن است ... (3)

تمكّن مالى دارد، ولى تمكن جسمى ندارد

س: كسى كه از نظر مالى مستطيع بوده و براى حج ثبت نام كرده، لكن در سال جارى كه زمان اعزام وى رسيده، پزشك قانونى به دليل بيمارى يا كهولت سنّ اذن حج نداده، آيا مستطيع است و حج واجب است يا نه؟ و آيا تا زنده است استنابه بكند يا نه؟

الإمام الخميني (قدس سره): بر مريضى كه قدرت رفتن ندارد يا براى او حرج و مشقت زياد دارد واجب نيست. (4)

السيد الخوئي (قدس سره): بر مريض مباشرت واجب نيست، ولى بايد نائب بگيرد. (5)

السيد الگلپايگاني (قدس سره): بلكه دربارۀ كسى كه حج بر او مستقر نشده است اگر از نظر مالى در مشكل نمى‌افتد نائب گرفتن مطابق با احتياط است. (6)

و في المناسك العربي: بل الأحوط ذلك لمن لم يستقرّ عليه الحجّ أيضاً إن كان‌

____________

(1) ص 16

(2) الضميمة، ص 10

(3) في الحاشية.

(4) م 27

(5) مناسك، م 63

(6) آداب، ص 42

22

موسراً من حيث المال متعذراً من المباشرة كما أن الأحوط ذلك و لو كان مرجو الزوال. (1)

السيد السيستاني: و كذلك من كان موسراً و لم يتمكّن من المباشرة و وجوب الاستنابة فوري كفوريّة الحجّ المباشري. (2)

السيد الشبيري: م 51 ملخصاً- كسى كه از جهت مالى مستطيع است و از جهت بدنى استطاعت ندارد و مأيوس از استطاعت بدنى است واجب است در اولين سال ممكن كسى را به نيابت خود به حج بفرستد و احتياط مستحب آنكه اگر منوب عنه مرد است مرد صروره را به حج بفرستد.

*** الشيخ البهجت: و همچنين كسى كه ثروتمند است و توانايى مباشرت حج را ندارد بايد نائب بگيرد و ليكن اظهر عدم وجوب فوريت است. (3)

اگر در سال اول كه مستطيع بوده بدون تأخير ثبت نام كرده و حال كه زمان اعزام رسيده توانايى جسمى ندارد كشف مى‌شود كه مستطيع نبوده و اگر تأخير كرده بوده مستطيع است.

در صورتى كه مستطيع بوده و از توانايى خود مأيوس باشد بايد نائب بگيرد و اگر بعد از استنابه رفع عذر باشد وجوب اعاده با بقاء استطاعت بلكه مطلقاً احوط است. (4)

الشيخ التبريزي (قدس سره): حج مباشرتى غير از فرستادن نائب به حج است، سلامتى در اوّلى معتبر است و در صورت دوّم مقتضاى بعضى روايات معتبره ارسال نائب است. (5)

____________

(1) ص 32

(2) ص 32

(3) ص 22

(4) مهر دفتر.

(5) ضميمه، ص 6

23

اگر تمكّن از رفتن به حج و لو از طريق آزاد را دارد، بايد به حج برود و اگر به علت بيمارى يا كهولت سن نمى‌تواند به حج برود بنا بر احتياط واجب بايد كسى را به نيابت خود بفرستد. (1)

الشيخ الصافي: احتياط واجب در صورت بقاء استطاعت مالى اين است كه شخصى را به نيابت خود بفرستد كه حج بجاآورد و اگر استطاعت مالى او باقى نيست، اگر در سنوات گذشته به غير از طريق ثبت نام امكان تشرف به حج براى او نبوده و فعلًا كه امكان حاصل شده استطاعت مالى ندارد حج بر او واجب نيست. (2)

الشيخ المكارم: همان عبارت امام (قدس سره) (حاشيه ندارد). (3)

الشيخ الفاضل: چنانچه حج قبلًا بر او مستقر نشده در فرض مزبور مستطيع نيست و حج بر او واجب نيست و نيابت گرفتن در حج مستحبّى مانع ندارد و در صورتى كه مستقر شده و توانايى تا آخر عمر ندارد بايد نائب بگيرد.

رجوع به كفايت

السيد الگلپايگاني (قدس سره): در استطاعت بنا بر اقوى رجوع به كفايت معتبر است. (4)

السيد السيستاني: الخامس: الرجوع إلى الكفاية و هو التمكّن بالفعل أو بالقوّة من إعاشة نفسه و عائلته بعد الرجوع ... (5)

السيد الشبيري: داشتن پول و شغل مناسب (پس از بازگشت از حج) از شرائط نيست، بلى اگر رفتن به حج مستلزم اختلال در زندگى باشد (پس از مراجعت) حج واجب نمى‌باشد. (6)

____________

(1) مهر خاص.

(2) مهر خاص.

(3) ص 27

(4) ص 35

(5) ص 17

(6) ص 8، م 24

24

*** الشيخ البهجت: چهارم: رجوع به كفايت است به نحوى باشد كه پس از رجوع بتواند خود و عائله را اداره كند. (1)

الشيخ التبريزي (قدس سره): الرابع: الرجوع إلى الكفاية و بعبارة واضحة يلزم أن لا يكون صرف ما عنده من المال في سبيل الحجّ موجباً لوقوعه في الحرج.

الشيخ الصافي: با متن السيد الگلپايگاني موافق هستند.

الشيخ الفاضل: نفس عبارت فوق كه متن عبارت مناسك امام است. (2)

الشيخ المكارم: رجوع به كفايت شرط است. (3)

الشيخ النورى: رجوع به كفايت در استطاعت شرط است. (4)

الشيخ الوحيد: الرابع: الرجوع إلى الكفاية و هو التمكّن بالفعل أو بالقوة من إعاشة نفسه و عائلته بعد الرجوع بحسب حاله و شأنه. (5)

لزوم ثبت نام

الإمام الخميني (قدس سره): س: براى پنج سال يا بيشتر ثبت نام مى‌كنند آيا ثبت نام لازم است؟ ج: اگر احتمال دهند كه قرعه در همان سال اول به نامشان بيرون آيد لازم است شركت كنند و حج بر آنها مستقر مى‌شود. (6)

السيد الگلپايگاني (قدس سره): (خلاصه سؤال و جواب) كسانى كه در وقت نام نويسى براى حج تمكّن مالى دارند واجب است ثبت نام كنند هرچند نوبت حج ممكن است به سال‌هاى بعد برسد و چنانچه مسامحه كردند و ثبت نام نكردند حج بر آنها مستقر مى‌شود. (7)

____________

(1) ص 10

(2) ص 29

(3) ص 29، م 26

(4) ص 20

(5) ص 16

(6) متفرقه استطاعت، م 31

(7) احكام، ص 66

25

السيد الشبيري: براى حج واجب لازم است، اگر راه انحصار به آن داشته باشد. (1)

*** الشيخ الصافي: محل تأمل است و استقرار حج بر او معلوم نيست، اگرچه احتياط آن است كه با بقاء استطاعت تا مدّت مضروبه اگر فوت كرد براى او استيجار حج نمايند. (2)

الشيخ الفاضل: معظم له در فرع مذكور حاشيه ندارد. (3)

الشيخ المكارم: اسم نويسى براى اين اشخاص واجب است و اگر يقين به اصابت قرعه داشته باشند، حج بر آنها مستقر مى‌شود، ولى احتمال، كافى نيست. (4)

الشيخ النوري: معظم له در فرع مذكور حاشيه ندارد.

استطاعت با فيش شخص ديگر

السيد الگلپايگاني (قدس سره): س: شخصى براى حج پول به حساب ريخته و سالى كه نوبت او رسيده فوت كرده و او و صيت كرده شخص خاصّى به جاى او حج بجاآورد و آن شخص از نظر مالى و جسمى استطاعت دارد، فقط از جهت طريق استطاعت نيست كه ممكن است با استفاده از نوبت موصى به حج برود، اگرچه او و وصى و همچنين ورثه راضى نباشند.

ج: حج نيابى براى مستطيع صحيح نيست و اگر با استفاده از فيش مذكور خود را به ميقات برساند بايد حج را براى خود بجاآورد و ضامن قيمت سوقيّه فيش است و بايد ورثه شخص ديگرى را براى حج موصى اجير كنند. (5)

____________

(1) كتبى.

(2) م 157، مناسك السيد الگلپايگاني.

(3) ص 42 محشى.

(4) م 31

(5) احكام، ص 59

26

السيد السيستاني: إذا آجر نفسه للنيابة عن غيره في السنة الحاضرة ثمّ حصلت الاستطاعة فإن كان واثقاً من أداء حجّه في عام لاحق يعمل بمقتضى الإجارة و إلّا فهي باطلة فيحجّ لنفسه. (1)

السيد الشبيري: استفاده از فيش حج ديگرى موجب استطاعت نمى‌شود و بايد حج نيابى را انجام دهد و همچنين اگر و صيت كسى را قبول كرده كه حج نيابى را انجام دهد. ولى اگر قرارداد الزامى براى انجام حج نيابى نباشد و با فيش ديگرى راه براى او باز شود مستطيع است و بايد حج خود را بجاآورد. و اگر تعهد مقيد به سال حاضر نباشد و بتواند بعداً به تعهد خود عمل كند، بايد امسال براى خود حج كند.

*** الشيخ البهجت: اگر قبل از استطاعت اجير شده كه در سال حاضر حج منوب عنه را بجاآورد بايد به مقتضاى عقد اجاره حج منوب عنه را بجاآورد و وفاى به عقد اجاره لازم است و تا عقد اجاره را فسخ نكنند استطاعت حاصل نمى‌شود و اگر اجاره اعم از مباشرت و تسبيب باشد حج خود را بجاآورد و شخص ديگرى را از ميت نيابت كند. (اطلاق اجاره قيد مباشرت را برمى دارد). (2)

منه أيضاً: خلاصه جواب: اگر مستطيع نبوده و اجير شده كه براى صاحب فيش حج بجاآورد ظاهراً اجاره لازم است و نمى‌تواند فسخ كند و بدون فسخ هم مستطيع نمى‌شود و اگر مستطيع بوده و نمى‌دانسته اجير شدنش بى‌مورد بوده و اجاره باطل است. اگر بتواند و لو با استقراض براى خود حج بجاآورد و با احراز رضايت صاحب فيش براى او حج ميقاتى بگيرد و خسارت صاحب فيش راهم بدهد.

____________

(1) الملحق، ص 12

(2) شفاهى.

27

الشيخ الصافي: خلاصه مسأله 144: اگر يكى از ورثه توانست كه با فيش تا ميقات برود و ساير شرائط بود، حج بر او واجب مى‌شود.

الشيخ الوحيد: با توجه به اينكه استطاعت طريقى براى شخص بدون فيش ديگران فراهم نمى‌شود، اگر موصى شخص خاصى را براى حج تعيين كرده و يا ورثه شخصى را به استنابه گرفته‌اند، زمينه براى استطاعت آن شخص فراهم نمى‌شود، مگر به نحو دور مصرّح و بايد حج منوب عنه را بجاآورد، ولى اگر گفته با اين فيش براى من حج بجاآورند منافات ندارد كه شخص واجد فيش حج خود را بجاآورد و براى منوب عنه هم حج ميقاتى استيجار نمايد. (1)

مؤلف: اگر بدون مشكل فيش ديگران تحت اختيار او قرار گرفت و چنانچه عوض خواست، از عهده عوض هم برآيد و ساير شرائط موجود بود بايد براى خود حج بجاآورد.

ثمن هدى را ندارد

الإمام الخميني (قدس سره): بلى مستطيع است و پول هدى جزء استطاعت نيست. (2)

السيد الخوئي (قدس سره): مستطيع نيست و عنوان استطاعت صادق نيست مگر با تمكن از تمام مصارف حج و از جمله ثمن هدى. (3)

السيد السيستاني: س: هل فقد الثمن- ثمن الهدي- يمنع من تحقّق الاستطاعة أم لا؟ ج: لا يمنع منه فيصوم بدل الهدي. (4)

السيد الگلپايگاني (قدس سره): ثمن الهدي على الباذل إن كان المبذول له ممّن يجب عليه الهدي بأن يكون واجداً له و إلّا فينتقل إلى الصوم. (5)

____________

(1) شفاهى.

(2) متفرقات استطاعت، م 44

(3) معتمد، ص 183

(4) الملحق، ص 11

(5) ص 26

28

أيضاً منه: در مجمع، ج 1، ص 437 فرع 38 بعض محشين استفاده عدم استطاعت كرده‌اند، ولى اين استنباط با جواب‌هاى متعدد آن مرحوم شفاهاً مخالف است و مى‌فرمود مستطيع است.

السيد الشبيري: پول قربانى و كفارات بر عهدۀ باذل نيست. اگر حاجى توانايى قربانى دارد قربانى كند و الّا وظيفه او روزه است.

*** الشيخ البهجت: الظاهر انّ ثمن الهدي على الباذل فلو لم يبذله لم يجب الحجّ إلّا إذا كان متمكّناً من شرائه من ماله. (1)

الشيخ الصافي: س: پول قربانى ندارد و روزه مى‌تواند بگيرد، ولى سوغات خريده؛ ج: مستطيع است بايد قربانى كند و روزه به جاى قربانى صحيح نيست و سوغات لازم نيست. (2)

الشيخ الفاضل: با مرحوم امام موافق است. (3)

الشيخ المكارم: مستطيع است. (4)

الشيخ النوري: مستطيع است (موافق با امام). (5)

مؤلف: مقتضي الاحتياط أن يقصد بالحج، وظيفته الفعليّة أعمّ من الواجب و الندب.

حج خود يا مادر

س: پسرى با فيش حج مادر به مدينه آمده و خودش مستطيع است، ولى مادر مى‌گويد بايد خودت امسال حج مرا بجاآورى و الّا تو را عاق مى‌كنم،

____________

(1) ص 27- مثل ذلك كلام الشيخ الوحيد (دام ظلّه)، ص 26

(2) ص 8، الألف مع التلخيص.

(3) محشى، ص 49

(4) محشى، ص 50

(5) م 43 استطاعت.

29

تكليف فرزند چيست؟

السيد الشبيري: اگر موجب قطع رابطه بين مادر و پسر شود جايز نيست براى خود از فيش مادر استفاده كند. (1)

السيد السيستاني: س: أوصى إلى بعض ولده بالحج عنه و الولد مستطيع مالياً و لكن لا يسمح له بالذهاب إلى الحجّ لأنّه لم يأت دوره، هل يعمل بوصية الأب أو يستفيد من حقّ أبيه فيحجّ لنفسه؟

ج: ينفذ وصية أبيه في الحجّ عنه فانّه لا استطاعة سربية له ليحج عن نفسه. (2)

*** الشيخ البهجت: اگر فرزند از همه جهات مستطيع است، بايد براى خودش حج بجاآورد و حج نيابى صحيح نيست و گفتن مادر كه عاقت مى‌كنم اثر ندارد، ولى اگر از جهت راه استطاعت نداشته، مگر با فيش مادر و راه با اين فيش براى او باز شده براى مادر حج بجاآورد. در صورتى كه قبلًا اجير شده بوده براى انجام حج مادر كه در اين صورت اجاره لازم است و بايد به مفاد اجاره عمل كند.

الشيخ التبريزي (قدس سره): بايد براى خود حج بجاآورد و با اجازۀ مادر براى او نائب بگيرد.

الشيخ الصافي: در مورد سؤال چنانچه اجير شده كه براى مادر حج بجاآورد و استطاعت طريقى براى او با فيش حج مادر بوده، بايد حج را جهت مادر انجام دهد. (3)

الشيخ الفاضل: اگر قبل از فوت و صيت كند كه فرد خاصى براى او حج بجاآورد، ولى او را اجير نكند اين فرد مى‌تواند طبق و صيت عمل كند، ولى اگر‌

____________

(1) كتبى.

(2) الملحق الأول، ص 8

(3) كتبى.

30

خودش استطاعت داشته باشد و با فيش حج موصى راه بر او باز شود، احتياط اقتضا مى‌كند كه حج را براى خودش انجام دهد و براى ميت استنابه كند. (1)

مدعوّين براى حج مستطيع باشند يا نه

السيد السيستانى: س: الطبيب الّذي يرسل البعثة إلى الحج كيف يحج و هل يكفي عن حجّة الاسلام أم لا؟

ج: إذا كان واجداً لسائر شروط الاستطاعة فحجّه حجّة الاسلام. (2)

السيد الخامنه‌اي: لا يصدق على حجّه عنوان البذلي فيما إذا اشترط عليه القيام بعمل ما مقابل دعوته إلى الحج. (3)

السيد الشبيري: أهل العلم و الأطباء و خدمة القوافل و نحوهم من الّذين يدعون لبعثة الحج أو لتقديم الخدمات الدينيّة و غيرها في قوافل الحج لا يجب عليهم القبول لكن لو قبلوا وجب عليهم الحج بشرط أن لا يكون الإتيان بمناسك الحج منافياً للخدمات المفروضة عليهم و لا يؤدّى إلى اختلال أمورهم و أجزأ حجّهم عن حجّة الإسلام. (4)

*** الشيخ البهجت: س: من جاء إلى الميقات بمهمّة عمل كخدمة حملات الحجيج و أطبائها و موظّفي الاسعافات الاوليّة فهل هو مستطيع تجب عليه حجة الإسلام أم لا؟ ج: نعم، يجب على من ذكر أداء حجة الإسلام إلا إذا كانت مهمّته على نحو لا يستطيع معها القيام بالمناسك. (5)

____________

(1) مناسك حج، م 156، ص 67

(2) ص 8، طبع بيروت و في الملحق الثاني ص 6

(3) ص 24

(4) ص 20، مع التلخيص.

(5) ص 184

31

الشيخ التبريزي (قدس سره): في الجواب عن السؤال: مستطيع و يجب الحج. (1)

الشيخ الصافي: اشخاصى كه به عنوان روحانى و يا مدير و كارمند يا سازمان‌هاى مربوطه به حج بروند، اگر بعد از رسيدن به ميقات دارايى آنها وافى به لباس احرام و قربانى و مخارج عائله باشد با رجوع به كفايت مستطيع مى‌باشند و واجب است براى خود حج بجاآورند. (2)

الشيخ الفاضل: خدمه كاروان‌ها و پزشكان و امدادگران و افراد ديگرى كه با مأموريت به ميقات آمده‌اند چنانچه واجد رجوع به كفايت باشند كه نوعاً چنين است مستطيع هستند و بايد حجة الاسلام بجاآورند. (3)

الشيخ المكارم: كسانى كه براى خدمت در سفر حج استخدام مى‌شوند خواه به عنوان روحانى كاروان يا معاون كاروان يا اعضاء ستاد و بعثه حج و يا طبيب و پرستار يا مأمورين انتظامى و مسئولين بانك و غير اينها، حج آنها حج واجب محسوب مى‌شود به شرط اينكه هزينۀ خانواده‌اش در اين مدت تأمين شده باشد. (4)

____________

(1) الصراط، مع التلخيص ج 4، ص 22

(2) ص 15، مناسك الألف.

(3) ص 27 حج و عمره.

(4) ص 18

32

{*empty#}صفحة فارغة (مطابق للمطبوع){#empty*}

33

ملحقات نيابت

34

{*empty#}صفحة فارغة (مطابق للمطبوع){#empty*}

35

الجمع بين الأصلي و النيابي في العمرة المستحبة

السيد السيستاني: س: هل يجوز الإتيان بعمرة مفردة إصالة و نيابة عن نفسه و نيابة عن آخر؟ ج: لا يبعد جوازه. (1)

السيد الشبيري: مانع ندارد. (2)

*** الشيخ التبريزي (قدس سره): جايز است. (3)

الشيخ الصافي: ظاهراً مانعى نداشته باشد. (4)

الشيخ الفاضل: ملخّص دو مسأله: در حج مستحبى و عمرۀ مفرده مستحبى قصد انجام آن براى خود و به نيابت پدر و مادر يا چند نفر ديگر مانع ندارد. (5)

الشيخ المكارم: احتياط آن است كه آن را به نيت خود بجاآورد و هر مقدار ثواب كه مى‌خواهد به ديگرى هديه كند. (6)

____________

(1) كتبى.

(2) شفاهى.

(3) شفاهى.

(4) شفاهى.

(5) استفتائات حج و عمره، ص 76

(6) استفتائات حج، ص 196

36

نيابت معذورين

الإمام الخميني (قدس سره): در عذر طارى هم محل اشكال است (1). (و در متفرقات مشعر، م 5: س: نائب قبل از طلوع فجر براى اثاث به منىٰ رفته و قصد رجوع داشته، ولى خوابش برده؟ ج: اگر نائب است كافى نيست).

السيد الخوئي (قدس سره) (2): قد ذكرنا في بحث قضاء الصلاة انّ من كان مكلفاً بإتيان واجب (3) من الواجبات يجب عليه أن يأتي به تام الأجزاء و الشرائط ... و مقام الاستنابة كذلك فانّ الواجب على الوصيّ مثلًا استنابة القادر على إتيان الواجب بأجزائه و شرائطه و لا وجه للاكتفاء بنيابة العاجز ...

السيد الگلپايگاني (قدس سره): اگر نائب در اثناء عمل عذر پيدا كند و به تكليف مربوط به خود عمل نمايد كافى است و مبرئ ذمه است. (4)

منه أيضاً: س: خدمه قبل از طلوع فجر با زن‌ها به منىٰ مى‌روند و قبل از طلوع آفتاب به مشعر برمى گردند و درك ركنى وقوف را به عمل مى‌آورند، نيابت آنها چگونه است؟ ج: اگر از ذوى الأعذار نبوده‌اند، نيابت آنها صحيح است هرچند مرتكب حرام شده‌اند. (5)

السيد السيستاني: الظاهر أنّ حال النائب حال من حج عن نفسه فيما إذا طرء عليه العجز عن أداء بعض المناسك مطلقاً أو على النهج المقرر لها فيصحّ حجّه‌

____________

(1) مسائل نيابت، م 36؛ و در متفرقات مشعر، م 5

(2) في المعتمد، م 113

(3) ص 174

(4) احكام، ص 73

(5) ص 303 احكام.

37

و يجزئ عن المنوب عنه في بعض الموارد و يبطل في البعض الآخر. (1)

السيد الخامنه‌اي: إذا أدّى عروض العذر أثناء الحجّ النيابي إلى نقص في أعمال النائب فلا يبعد بطلان الاجارة و الأحوط في هذه الصورة التصالح على الأجرة و إعادة الحجّ عن المنوب عنه. (2)

السيد الشبيري: اگر عذر طارى شده و به وظيفه عمل كرده، نيابت صحيح و مجزى است و مستحق تمام اجرت. (3)

*** الشيخ البهجت: إذا كان عذره طارياً فعمله بالوظيفة الاضطرارية كاف و مجز. (4)

الشيخ التبريزي (قدس سره): نيابت كسى كه در بين اعمال عذرى براى او پيش آيد به نيابت او ضرر نمى‌زند ولى احتياطاً در اجرت با طرف خود تراضى حاصل نمايد. (5)

و لا بأس بعجزه الطارى وقت الوقوف. (6)

الشيخ الصافي: اگر عذر طارى شده، مضرّ به نيابت نيست.

الشيخ الفاضل: عذر طارى ضررى ندارد. (7)

الشيخ المكارم: اگر نائب است و عذر مزبور قابل پيش بينى نبوده، نيابتش صحيح است. (8)

منه أيضاً: اگر عذر در اثناء عارض شده اشكال ندارد نيابت صحيح و مستحق اجرت است. (9)

الشيخ النوري: نائب شدن معذور صحيح نيست. (10) و در ص 65: س: بعد از عقد اجاره و در موقع عمل يا قبل از محرم شدن جزء معذورين شده و در هر عذرى مطابق وظيفه عمل كرده كافى است يا نه؟ ج: محل اشكال است.

الشيخ الوحيد: و لا بأس بعجزه الطاري وقت الوقوف (11) و تصحّ نيابة من كان معذوراً في ارتكاب ما يحرم على المحرم كمن اضطر إلى التظليل و كما لا بأس‌

____________

(1) ص 52

(2) المناسك الصغير، ص 39

(3) ص 21

(4) ص 192

(5) ضميمه، ص 14

(6) م 110

(7) ص 83، م 209 مع التلخيص.

(8) متفرقات مشعر، م 5

(9) م 38 محصّل حاشيه.

(10) ص 52

(11) م 110

38

بنيابة النساء أو غيرهنّ ممّن تجوز لهم الإفاضة قبل طلوع الفجر و الرمي ليلًا للحجّ عن الرجل و المرأة.

استنابه دائم الحدث

السيد الخوئي (قدس سره): س: إذا كان الشخص دائم الحدث فهل يجوز أن يوجر نفسه للحج؟ ج: لا يجوز ذلك و إن ابتلى بعد الاستنابة وجب عليه ردّ النيابة إلى من استنيب منه إن أمكنه و إلّا استناب واحداً غير معذور. (1)

السيد السيستاني: س: هل يتجزأ باستنابة دائم الحدث لأداء الحج الواجب؟

ج: لا يبعد ذلك بناءً على ما هو المختار من عدم انتقاض طهارته ما لم يصدر منه غير ما ابتلى به من سائر الأحداث أو نفس الحدث المبتلى به غير مستند إلى مرضه. (2)

و عنه أيضاً: س: من يرافق النساء و المرضى ليلة العيد و يكتفي بالوقوف في المزدلفة معهم لعدم استغنائهم عن مرافقته أصلًا هل يجوز أن يكون نائباً في الحجّ عن الغير؟ ج: لا يبعد الاجتزاء بنيابته. (3)

عنه أيضاً: س: من استوجر للحج عن غيره فطرأ عليه العذر المسوغ للاستنابة في الطواف أو الرمي أو غيرها فقام بذلك فهل يستحق تمام الأجرة المسماة أم يسقط منها؟ ج: الظاهر استحقاقه تمام الأجرة المسماة. (4)

*** الشيخ التبريزي (قدس سره): اگر نائب وقوف بين الطلوعين را درك كرد، ولى بيتوته شب مشعر را درك نكرد، نيابت او صحيح است، و لكن به نسبت از اجرت او كسر مى‌شود. (5)

و در دو مسأله بعد فرموده: اگر بعد از طلوع فجر به مشعر رسيد، حج صحيح است و احتياط مصالحه در اجرت است.

____________

(1) الصراط، ج 2، ص 206

(2) الملحق الثالث، ص 33

(3) نفس المصدر، ص 32

(4) الملحق الثالث، ص 36

(5) مناسك صغير، ص 334

39

تبرّع معذورين در حج و عمره مستحب از والدين و معصومين (عليهم السلام)

الإمام الخميني (قدس سره): مستحب است انسان از طرف خويشاوندان يا غير اينها حج بجاآورد تبرعاً چه زنده باشند يا مرده و همچنين از جانب معصومين (عليهم السلام). (1)

السيد گلپايگانى (قدس سره): اگر تبرّع از حج استحبابى باشد صحت آن بعيد نيست. (2)

السيد السيستاني: س: إذا كان النائب معذوراً في بعض الأفعال فهل يصحّ استيجاره في الحج الندبي؟ ج: يصحّ استيجاره إذا كان عمل الأجير صحيحاً في حق نفسه و لكن يلزمه إعلام المستأجر بالحال.

السيد الشبيري: به قصد رجاء مانع ندارد و مثاب خواهد بود.

*** الشيخ التبريزي (قدس سره): رجاءً مانع ندارد. (3) و يا بعد از آنكه عمره و حج قربة الى اللّٰه بجاآورد ثوابش را اهدا كند.

الشيخ الصافي: موافق است و حاشيه ندارد.

الشيخ الفاضل: در فرع مذكور حاشيه ندارد.

الشيخ المكارم: موافق است و حاشيه ندارد.

الشيخ النوري: حاشيه ندارد.

نيابت مستطيع از غير تبرعاً يا به اجاره

الإمام الخميني (قدس سره): كسى كه حج بر او واجب باشد، جايز نيست نيابت كند از غير و اگر نيابت كند باطل است چه عالم به حكم باشد و چه جاهل. (4)

السيد الخوئي (قدس سره): اين شرط شرط صحت اجاره است نه شرط صحت حج نائب‌

____________

(1) حج استحبابى، م 2

(2) احكام، ص 100

(3) شفاهى.

(4) فصل النيابة، فرع 12

40

و (در فرض مسأله) حج نائب صحيح است و ذمّه منوب عنه برئ مى‌شود، ولى نائب اجرتى را كه قرار داده شده مستحق نخواهد بود بلكه مستحق اجرة المثل است. (1)

السيد الگلپايگاني (قدس سره): الخامس: أن لا يكون ذمّة النائب مشغولة بحج واجب إلى قوله هذا في العالم بوجوب الحج و أمّا الجاهل و الغافل فقد يقال بصحّة نيابتهما لكن فيها و كذا في صحة حجهما إشكال و الأحوط عدم الاكتفاء به في براءة ذمّة المنوب عنه. (2)

السيد الشبيري: بر كسى كه امسال حج منجّز باشد چه حجة الاسلام يا حج استيجارى يا قبول و صيت يا كفاره يا نذر بايد حج مذكور را بجاآورد و اگر حج نيابى را بجاآورد معصيت كرده، ولى ظاهراً حج او صحيح است و كفايت از منوب عنه مى‌كند. (3)

السيد السيستاني: در صورت جهل به وجوب حج منجّز بر خودش، حج نيابى صحيح است و حق اجرة المثل دارد و شرط صحت اجاره است نه حج. (4)

*** الشيخ البهجت: كسى كه حج واجب فورى دارد، نيابت او جايز نيست و اگر نيابت كرد خلاف تكليف كرده و مشهور بطلان حج نيابتى است از اجير و متبرّع، و اظهر صحت آن است. (5)

الشيخ التبريزي (قدس سره): في الفرض الّذي أوصى إلى ابنه ليحجّ عنه و الابن مستطيع أو صار مستطيعاً بعد موت أبيه، يحجّ عن نفسه و يستنيب عن أبيه من بلده. (6)

الشيخ الفاضل: اجاره و حج نيابى هردو صحيح است اگرچه مرتكب حرام شده.

قائل به صحت نيابت: آيات عظام: خوئى، شبيرى، بهجت و فاضل.

____________

(1) مناسك، م 103 چهارم.

(2) ص 41

(3) ص 19

(4) ص 72، م 103

(5) الجامع، ص 190

(6) الصراط الرابع، ص 19 مع التلخيص.

41

ايمان نائب

الإمام الخميني (قدس سره): الثالث: الإيمان. (1)

السيد الگلپايگاني (قدس سره): الثالث الإيمان فلا يصحّ من غير المؤمن و إن كان مسلماً معتقداً بوجوبه و تحقّق منه قصد القربة. (2)

السيد السيستاني: نعم الإيمان شرط في النائب فيما سوى الذبح و النحر على الأحوط. (3)

السيد الشبيري: اگر نائب عمل عبادى را به جاى منوب بجاآورد مى‌آورد بايد مؤمن باشد، ولى كسى كه فقط ذبح مى‌كند يا ناخن مى‌گيرد لازم نيست نائب هم باشد بنابراين لازم نيست مؤمن باشد. (4)

الشيخ البهجت: نائب بايد مؤمن باشد، يعنى علاوه بر خدا و پيامبر (صلى الله عليه و آله) دوازده امام را قبول داشته باشد، پس نيابت غير مؤمن كافى نيست، هرچند عمل را بر طبق مذهب ما بجاآورد. (5)

الشيخ التبريزي (قدس سره): فلا عبرة بنيابة غير المؤمن و ان أتى بالعمل على طبق مذهبنا. (6)

الشيخ الفاضل: الثالث: الإيمان. (7)

الشيخ النوري: سوم از شرائط ايمان است. (8)

الشيخ الوحيد: فلا تصحّ نيابة غير المؤمن و إن أتى بالعمل على طبق مذهبنا و حصل منه قصد القربة. (9)

____________

(1) تحرير الوسيلة، شرائط النائب، م 1

(2) ص 49

(3) ص 26

(4) ص 24

(5) ص 37

(6) مناسك، ص 50

(7) ص 41

(8) فصل النيابة.

(9) م 100

42

تقليد منوب عنه يا نائب

الإمام الخميني (قدس سره): ميزان وظيفۀ خود او است، ولى اگر اجير شده به كيفيت خاصى بايد طورى عمل كند كه وظيفه خودش و كيفيت ذكر شده بشود.

السيد الخوئي (قدس سره): على تقليد المنوب عنه. (1)

السيد الگلپايگاني (قدس سره): اجير بايد مطابق وظيفه خودش عمل كند مگر اينكه بر او شرط كرده باشند كه علاوه بر واجبات و شرائط صحت به نظر اجير بعضى از امور لازمه به نظر منوب عنه را نيز بجاآورد كه بايد به شرط عمل كند. (2)

السيد السيستاني: يعمل على طبق تقليد نفسه نعم إذا كان أجيراً و فرض تقييد متعلق الإجارة بالصحيح في نظر المنوب عنه أو المستأجر صريحاً أو لانصراف إطلاقه إليه كانت وظيفته حينئذ العمل بمقتضاه ما لم يتيقّن بفساد العبادة. (3)

السيد الشبيري: يجب عليه أن يراعي تقليد نفسه فيما يتعلّق بالنسك و شروط صحّتها و لا فرق في ذلك بين كون الحجّ عن الحي أو الميت كما لا فرق بين أن يكون أوصى به الميت أم لم يوص، كان تبرعاً أو بإجارة. (4)

*** الشيخ البهجت: النائب يعمل بوظيفة نفسه المطابقة لفتوى مرجعه سواء كان المنوب عنه حيّاً أم ميتاً. (5)

الشيخ التبريزي (قدس سره): يجب مراعاة تقليد المنوب عنه إذا كان حيّاً و أمّا إذا كان ميتاً فيراعى على الأحوط تقليد الورثة و الوصي أيضاً إن كان للميت وصي. (6)

الشيخ الصافي: اجير بايد مطابق وظيفه خود عمل كند، بلى اگر با او شرط‌

____________

(1) مناسك صغير، ص 236

(2) ص 90 احكام.

(3) الملحق، ص 3

(4) الفرع 72 مع التلخيص.

(5) ص 191

(6) الصراط، ج 4، ص 47

43

كنند كه علاوه بر واجبات و شرائط صحت به نظر اجير بعضى از امور لازمه در نظر منوب عنه را نيز بجاآورد و يا بعض منافيات به نظر او را ترك نمايد، به شرط عمل نمايد. (1)

الشيخ الفاضل: نفس عبارة الإمام (قدس سره). (2)

منه أيضاً: كل وظائف الحج و العمرة يأتي بها النائب بقصد المنوب عنه سوى الكفارات. (3) و في ص 16: يعمل النائب على تقليد مقلّده.

الشيخ المكارم: نفس عبارة الإمام (قدس سره). (4)

الشيخ النوري: ميزان وظيفه خود اوست ولى اگر اجير شده به كيفيت خاصى، بايد طورى عمل كند كه وظيفه خودش و كيفيت ذكر شده انجام شود.

علم به استطاعت خود بعد از عمرۀ نيابى

السيد السيستاني: في الصورة الأولى إذا كان واثقاً بتمكّنه من الحج لنفسه في عام لاحق أتمّ الحج النيابي و إلّا تركه و ذهب إلى بعض المواقيت و أحرم للحج لنفسه و أمّا في الصورة الثانية فالظاهر انّه لا عبرة بالاستطاعة المتجدّدة و لو كانت بغير مال الإجارة. (5)

السيد الشبيري: باقى اعمال را از طرف منوب عنه انجام مى‌دهد و مجزى است. (6)

عمره براى نائى

في العروة: فلا تجب على الأجير و إن كان مستطيعاً لها و هو في مكة.

الإمام الخميني (قدس سره): لا تجب على الأجير و إن كان مستطيعاً لها و هو في مكة. (7)

____________

(1) الألف، ص 58

(2) م 25

(3) حول الحج، ص 22

(4) م 25

(5) الملحق، ص 5

(6) ص 20، م 60

(7) ص 403

44

السيد الخوئي (قدس سره): و لا يجب على الأجير بعد فراغه عن عمل النيابة و إن كان مستطيعاً من الإتيان بها.

السيد الگلپايگاني (قدس سره): لا يجب على النائب النائي و إن كان مستطيعاً لها. (1)

السيد السيستاني: و لكن الاحتياط بذلك كله مما لا ينبغي تركه. (2)

السيد الخامنه‌اي: الظاهر أنها لا تصير واجبة على النائب النائي، نعم الأحوط أن يأتي بها. (3)

السيد الشبيري: كسى كه تنها استطاعت عمره مفرده داشته باشد، اگر در مكه و حوالى آن حضور دارد، بايد عمرۀ مفرده بجاآورد، ولى بر نائى لازم نيست (4). و عمره را از ايام تشريق تأخير اندازد. (5)

*** الشيخ البهجت: واجب نيست بر اجير عمره مفرده، لكن بجاآوردنش احوط است. (6)

الشيخ التبريزي (قدس سره): لا تجب على الأجير لكن الإتيان بها أحوط. (7)

الشيخ الصافي: بر كسانى كه شانزده فرسخ و بيشتر فاصله دارند واجب نيست. (8)

الشيخ المكارم: احتياط واجب اتيان عمرۀ مفرده است.

الشيخ النوري: اين احتياط براى نائب واجب نيست، لكن خيلى مطلوب است. (9)

____________

(1) ص 72

(2) ص 62

(3) ص 46

(4) ص 1، كتبى.

(5) ص 38

(6) ص 48

(7) ص 62

(8) كتبى.

(9) ص 261

45

الشيخ الوحيد: لا تجب على الأجير لكن الإتيان بها أحوط. (1)

فوت الحاج في الحرم

السيد السيستاني: في فرض المسألة قال (دام ظلّه): يجب الاستيذان من ورثته و لا تكفي إجازة الحاكم الشرعي، و النّص الدال على انّه يجعل نفقته و زاده و راحلته في الحجّ عنه لا يدلّ على جعل الولاية في ذلك لغير ورثته. (2)

*** الشيخ التبريزي (قدس سره): س: إذا مرض الحاج و مات يوم العيد و لم يدرك الوقوفين أو مات قبل يوم عرفة في حال إحرام الحجّ أو قبله فهل يجب عليه الحج لو كان مستقراً عليه في السنوات السابقة؟ ج: يسقط عنه الحجّ. (3)

و في ص 29: س: جاء شخص إلى المدينة المنورة قاصداً أداء حجّة الإسلام فمات قبل مباشرة الأعمال، هل يجوز للمرافقين له أن يستنيبوا له من يحج عنه من أمواله التي تركها بلا حاجة إلى الاستيذان عن الحاكم الشرعي أو ورثة الميت؟ ج:

إذا استقرّ عليه الحجّ للمرافقين أن يستنيبوا من أمواله من يحج عنه بلا حاجة إلى الاستيذان من الورثة أو من الحاكم الشرعي.

الشيخ الفاضل: يجب الاستيذان من ورثته و لا تكفي إجازة الحاكم الشرعي. (4)

علم النائب باستطاعته في الميقات

السيد السيستاني: الرابع: أن لا يكون النائب مشغول الذمّة بحجّ واجب عليه في عام النيابة إن تنجز عليه و لا بأس باستنابته فيما إذا كان جاهلًا بالوجوب أو‌

____________

(1) ص 54

(2) الملحق الأول، ص 27

(3) الصراط، ج 4، ص 30

(4) جامع المسائل، ص 25

46

غافلًا عنه و هذا الشرط شرط في صحّة الإجارة لا في صحّة حجّ النائب فلو حجّ و الحال هذه برئت ذمّة المنوب عنه و لكنّه لا يستحق الأجرة المسمّاة بل يستحق أجرة المثل. (1)

السيد الشبيري: من وجب عليه الحج و تنجّز في عامه الحالي كان حجة الإسلام أو غيره كالحجّ الواجب بالإجارة أو النذر أو قبول الوصية أو بعنوان الكفارة يجب عليه أداؤه في نفس العام و لو أتى بحج آخر غير ما تنجّز عليه صحّ الحجّ و إن كان آثماً بتركه ما تنجّز عليه إلّا أن يكون هو حجة إسلامه ففي هذه الصورة يحكم بفساد الحجّ المأتي به. (2)

*** الشيخ البهجت: لمّا علم انّه كان مستطيعاً من قبل فقد تبيّن له بطلان الإجارة.

و في الجواب عمن وصل المدينة بواسطة فيش غيره بالنيابة: ففي الفرض إن أمكنه الاقتراض و الحج عنه نفسه وجب ذلك و أمّا بالنسبة إلى المنوب عنه فانّه مع إحراز رضا صاحب الفيش يستنيب من يحج عنه من الميقات فإنّ إطلاق الإجارة ينفي اعتبار مباشرته ... و أمّا لو عيّن شخصاً خاصاً للنيابة فإن كان عقد الإجارة وقع قبل استطاعته وجب الوفاء به، و أمّا إذا كان استطاعته قبل العقد أو لم يكن عقد أصلًا فله أن يحجّ عن نفسه و يستنيب عن الميت. (3)

الشيخ التبريزي (قدس سره): عدم حج واجب در ذمّه نائب شرط صحت اجاره است نه شرط صحت حج نائب، پس هرگاه درحالى‌كه بر خودش حج واجب بوده از جانب ديگرى نيابت كند، ذمّه منوب عنه برئ مى‌شود و نائب استحقاق اجرة المثل دارد نه اجرة المسمى. (4)

الشيخ الصافي: بايد حج واجب خود را بجاآورد. (5)

الشيخ الفاضل: كسى كه حج واجب بر عهدۀ او است نبايد نيابت قبول كند،

____________

(1) ص 49

(2) ص 27

(3) ص 189، مع التلخيص من فرعين.

(4) ص 69

(5) فرع 119 مع التلخيص.

47

ولى اگر اجير شد هرچند معصيت كرده، ولى حج نيابى او صحيح است و مبرئ ذمّه منوب عنه است و استحقاق اجرة المسمّى را دارد، هرچند حج بر خودش مستقر مى‌شود. (1)

منع از نيابت حج بعد از عمرۀ تمتع

س: طلبه سيدى به نيابت شخصى كه مأيوس از سلامتى بوده به حج آمده و اعمال عمرۀ تمتع را انجام داده، پس از انجام عمرۀ تمتع به او خبر داده‌اند كه منوب عنه حالش خوب است، بايد خودش حج بجاآورد و نيابت شما صحيح نيست؛ تكليف اين نائب از نظر اتمام اعمال حج و عدم اتمام و از نظر اجرت چيست؟

السيد الشبيري: در فرض مزبور خوب شدن منوب عنه كاشف از بطلان اجاره است و نائب مستحق اجرة المثل مى‌باشد و عمل نائب براى خودش نيز حساب نمى‌شود مگر اينكه اعمال را به نيت عمل مشروع، نه خصوص نيابت بجاآورده باشد كه در اين صورت عمل مزبور براى خود حساب مى‌شود. (2)

*** الشيخ البهجت: بنا بر احتياط، نائب عمل را تمام كند و به آن اكتفا نشود و در اجرت مصالحه نمايند. (اجاره از عقود لازمه است، بايد تمام اجرت را بدهد مگر اينكه اجير به كمتر حاضر شود). (3)

الشيخ التبريزي (قدس سره): چنانچه قصد حجة الإسلام براى منوب عنه كرده لازم نيست حج را تمام كند، ولى بنا بر احتياط طواف نساء بجاآورد و اجاره بر حجة الاسلام منحل مى‌شود و بنا بر احتياط واجب بايد مستأجر نسبت به اجرت‌

____________

(1) حج و عمره، ص 80

(2) كتبى.

(3) كتبى.

48

اعمالى كه اجير تاكنون انجام داده او را راضى كند. (1)

الشيخ الصافي: در فرض سؤال چنانچه راه براى منوب عنه باز است و وقت هم براى عمرۀ تمتع باقى است و استطاعت مالى هم دارد علاوه بر اجرت نائب، بايد خودش عمرۀ تمتع و حج را بجاآورد و در اين صورت نائب موظف به انجام حج نيست، بلكه حجش براى منوب عنه صحيح نيست و اجرت انجام عمره و بازگشت را طلبكار است و اگر وقت عمره گذشته و يا راه براى منوب عنه مسدود است، نائب بايد حج را هم انجام دهد و مجزى از منوب عنه و مستحق تمام اجرت است. (2)

وظيفة النائب في طواف النساء

الإمام الخميني (قدس سره): نائب در طواف نساء نيز بايد قصد منوب عنه بنمايد و احتياط استحبابى قصد ما في الذمّة. (3)

السيد الگلپايگاني (قدس سره): بقصد منوب عنه انجام دهد. (4)

السيد السيستاني: يأتي بطواف النساء عن المنوب عنه لا عن نفسه. (5)

*** الشيخ التبريزي (قدس سره): و لو أتى النائب بطواف النساء عن المنوب عنه كفى و الأحوط أن يأتيه بقصد الأعم، يعني بقصد ما هو الوظيفة. (6)

الشيخ الصافي: بايد به قصد منوب عنه انجام دهد. (7)

الشيخ الوحيد: يأتي به بقصد المنوب عنه لا عن نفسه. (8)

____________

(1) كتبى.

(2) كتبى.

(3) ص 32، طبع پنجم.

(4) احكام عمرة، ص 89

(5) ص 210

(6) ص 205

(7) الألف، ص 58

(8) ص 176

49

طواف نساء به قصد منوب عنه

الإمام الخميني (قدس سره): نائب در طواف نساء نيز بايد قصد منوب عنه نمايد و احتياط استحبابى آن است كه به قصد ما فى الذمّة بجاآورد.

السيد الگلپايگاني (قدس سره): نائب بايد طواف را به قصد منوب عنه انجام دهد. (1)

السيد السيستاني: و النائب عن الغير في الحجّ يأتي بطواف النساء عن المنوب عنه لا عن نفسه. (2)

السيد الشبيري: نائب در تمام اعمال حج حتى طواف نساء بايد نيت منوب عنه نمايد. (3)

*** الشيخ التبريزي (قدس سره): و لو أتى النائب في الحج عن الغير لطواف النساء عن المنوب عنه كفى و الأحوط أن يأتيه بقصد الأعم يعني بقصد ما هو الوظيفة. (4)

الشيخ الصافي: موافق است با السيد الگلپايگاني (قدس سره). (5)

الشيخ الفاضل: با حضرت امام موافق است. (6)

الشيخ المكارم: با حضرت امام موافق است. (7)

الشيخ النوري: نفس عبارت امام است. (8)

الشيخ الوحيد: و النائب عن الغير يأتي بطواف النساء عن المنوب عنه لا عن نفسه. (9)

____________

(1) احكام، ص 89 و شفاهى.

(2) ص 210

(3) ص 22 و في العربي فرع 70

(4) ص 205

(5) احكام، ص 89

(6) مناسك محشى، م 152

(7) م 6

(8) م 6

(9) ص 176، م 414

50

جواز النيابة للنائب في أثناء عمله لغير المنوب عنه

في الوسائل في باب 21 من أبواب النيابة: عن صفوان بن يحيى الأزرق، قلت لأبي الحسن (عليه السلام) في الرجل يحجّ عن الرجل أ يصحّ أن يطوف عن أقاربه؟ قال (عليه السلام): إذا قضى مناسك الحجّ فليصنع ما شاء.

السيد الخوئي (قدس سره): لا بأس للنائب بعد فراغه من أعمال الحج النيابي أن يأتي بالعمرة عن نفسه أو غيره كما لا بأس أن يطوف عن نفسه او عن غيره. (1) و وافق هذا المتن السيد الگلپايگاني في مناسك العربي (2) و السيد الخامنه‌اي (3) و السيد السيستاني (4) و الشيخ البهجت. (5)

السيد الشبيري: يجوز للأجير في الحج أو العمرة أن يطوف عن نفسه أو عن غيره و لو في أثناء الحجّ أو يسعى أو يرمي أو يذبح كما إذا كان عليه قضاء بعض منها. (6)

أقول: در سال 1423 ه‍ ق همين مسأله از مراجع عظام استفتاء شد كه استفتاء كتبى آنها موجود است؛ غالباً مراجع جواب مثبت دادند كه مانع ندارد براى نائب در اثناء عمل نيابى خود براى خود يا ديگرى طواف بجاآورد. مراجع مشار إليهم حضرات آقايان تبريزى، بهجت، فاضل، صافى و سيستانى.

قد يستظهر الخلاف ممّا في مناسك السيد الخوئي و جمع آخر.

آمدن نائب به بلد قبل از موسم براى حج بلدى

الإمام الخميني (قدس سره): چند ماه قبل كافى است. (7)

السيد الگلپايگاني (قدس سره): كافى است (8) و در مناسك جديد ص 97 م 242: كافى است.

____________

(1) م 129

(2) ص 61

(3) م 64

(4) م 129

(5) م 126

(6) ص 23، الفرع 88

(7) نيابت، ص 69، م 37

(8) شفاهى.

51

السيد السيستاني: يتوجّه الأجير إلى بلد الميت قبل موعد الحج بشهر مثلًا ثمّ رجع إلى بلده قاصداً به الشروع في سفر الحج يجزيه حجّه و يكون حجّه بلدياً. (1)

السيد الشبيري: با چنين آمدنى حج شخص، حج بلد محسوب نمى‌شود، مگر در بعضى از فروض نادره. (2)

*** الشيخ الصافي: اگر وطن خودش يا محل ديگر كه به آنجا مى‌رود در مسير مكه معظمه باشد و از بلد منوب عنه به قصد مكّه معظمه حركت كرده باشد، كافى است. (3)

الشيخ الفاضل: حاشيه ندارد.

الشيخ المكارم: چند ماه قبل به بلد منوب عنه رفته است كافى است. (4)

الشيخ النوري: س: چند ماه قبل از حج به بلد آمده به قصد منوب عنه؛ ج:

كافى است.

عمره و حج به نيابت حضرت حجت (عليه السلام)

الإمام الخميني (قدس سره): حج به نيابت حضرت ولى عصر (عليه السلام) هرچند در موقف تشريف داشته باشند اشكال ندارد. (5)

السيد الگلپايگاني (قدس سره): جواز آن بعيد نيست. (6)

السيد السيستاني: يجوز الإتيان بالحج و العمرة نيابةً عن مولانا صاحب العصر و الزمان (عليه السلام). (7)

السيد الشبيري: انجام عمره و حج و نماز مستحبى اشكال ندارد، ولى انجام طواف مستحبى از طرف كسانى كه در موسم حضور دارند صحيح نيست و انجام‌

____________

(1) الملحق، ص 24

(2) كتبى.

(3) كتبى- حاشيه.

(4) مناسك محشى، ص 71، م 27

(5) نيابت، م 31

(6) احكام، ص 92

(7) الملحق، ص 30

52

طواف و اهداء ثواب آن به پيشگاه مبارك حضرت ولى عصر توفيق بزرگى است. (1)

*** الشيخ الصافي: حاشيه ندارد. (2)

الشيخ الفاضل: موافق با امام (قدس سره) است.

الشيخ المكارم: به اميد مطلوبيت (حاشيه)

الشيخ النوري: با امام موافق است.

احرام الحائض و إتيان المناسك مع النيابة

السيد السيستاني: س: إذا كانت المرأة حائضاً و هي تعلم أنّ الرفقة لا ينتظرونها للإتيان بأعمال العمرة المفردة بعد طهرها فهل يجوز لها من أوّل الأمر أن تقصد الإحرام ثمّ تستنيب للطوافين؟ ج: الاستنابة في مفروض السؤال محل إشكال. (3)

*** الشيخ البهجت: در حال حيض احرام بستن مانع ندارد، لذا پس از ورود به مكه اگر فرصت صبر دارد، بايد صبر كند و الّا براى طواف‌ها استنابه كند. (4)

الشيخ التبريزي (قدس سره): فرقى بين حيض بعد از احرام و قبل از احرام نيست؛ محرم مى‌شود و براى طواف‌ها استنابه مى‌كند. (5)

الشيخ الفاضل: في مفروض السؤال (زن نمى‌تواند از كاروان جدا شود) إذا كانت المرأة في المدينة أو جدّة و لا تقدر على مفارقة الرفقة و ملزمة بدخول مكّة فتحرم و تستنيب للطواف و الصلاة و أمّا إذا كانت في مكّة فصحّة إحرامها في الفرض مشكلة، نعم لو أحرمت جهلًا بالمسألة فعليها الاستنابة لهما. (6)

____________

(1) ص 27

(2) احكام، ص 92

(3) الملحق الأول، ص 103

(4) شفاهى.

(5) شفاهى.

(6) الجامع، ص 69

53

ملحقات نذر

54

{*empty#}صفحة فارغة (مطابق للمطبوع){#empty*}

55

نذر احرام از جدّه در تهران

س: در تهران نذر مى‌كند كه من از جدّه محرم مى‌شوم؛ آيا اين نذر صحيح است؟

السيد الشبيري: بلى صحيح است به شرط اينكه در مسيرش ميقات قرار نگيرد. (1)

*** الشيخ البهجت: در عمرۀ تمتع و در حج افراد چون محرز نيست كه جدّه قبل از ميقات باشد اين نذر اشكال دارد، ولى در عمرۀ مفرده بنابراين اينكه ميقات عمرۀ مفرده براى نائى هم مواقيت معروفه و هم أدنى الحل باشد نذر مذكور مانع ندارد، ولى بنابراين اينكه ادنى الحل براى نائى ميقات نباشد، نذر صحيح نيست و اين مبنى صحيح است. (2)

الشيخ التبريزي (قدس سره): چون‌كه محرز نيست جدّه قبل از ميقات باشد، نذر‌

____________

(1) كتبى.

(2) كتبى.

56

منعقد نمى‌شود. (1)

الشيخ الصافي: صحيح نيست. (2)

احرام حائض با نذر قبل از ميقات

الإمام الخميني (قدس سره): زن‌هاى حائض مى‌توانند در مدينه با نذر براى عمره محرم شوند و لازم نيست به مسجد شجره بروند، ولى بايد با اذن شوهر باشد. (3)

السيد الخوئي (قدس سره): اگر شوهر از نذر زن جلوگيرى نمايد، زن نمى‌تواند در صورتى كه وفاء به نذرش منافى با حق شوهر باشد نذر كند. (4)

السيد الگلپايگاني (قدس سره): موافقت شوهر با زن در انجام حج كفايت از اذن مى‌كند، زيرا صحت حج او متوقف است بر نذر احرام قبل از ميقات. (5)

السيد السيستاني: يصحّ نذرها إذا لم تكن منافياً لحق الزوج في الاستمتاع كما لو كان بعيداً عنها خلال هذه الفترة. (6)

السيد الخامنه‌اي: لا بأس بنذر الزوجة بلا استيذان من زوجها فيما لو كان غائباً عنها. (7)

السيد الشبيري: براى كسى كه از ميقات عبور مى‌كند نذر احرام قبل از ميقات صحيح نيست.

*** الشيخ البهجت: زن حائض مى‌تواند قبل از ميقات با نذر محرم شود اگرچه نائب باشد. (8)

الشيخ التبريزي (قدس سره): حائض مى‌تواند قبل از ميقات با نذر محرم شود و‌

____________

(1) كتبى.

(2) كتبى.

(3) ص 81

(4) توضيح ص 469

(5) شفاهى.

(6) الملحق الأول، ص 64

(7) ص 20

(8) ص 7 ملحق.

57

چنانچه نذر او منافى حق زوج نيست، مانعى ندارد. (1)

الشيخ الصافي: نذر احرام قبل از ميقات صحيح است و بايد به آن وفا كند. (2)

الشيخ الفاضل: إذا نذر الإحرام قبل الميقات فانّه يجوز و يصحّ و يجب العمل به و لا يجب تجديد الإحرام في الميقات. (3)

الشيخ المكارم: احرام از داخل مسجد واجب نيست، بنابراين زن‌هاى حائض مى‌توانند در بيرون مسجد محرم شوند. (4)

الشيخ النوري: زن‌هاى حائض مى‌توانند در مدينه با نذر براى عمره محرم شوند، ولى بايد با اذن شوهر باشد. (5)

الشيخ الوحيد: الأول أن ينذر الإحرام قبل الميقات من مكان معين فانّه يصحّ و لا يلزمه التجديد في الميقات و لا المرور عليه. (6)

نذر زوجه

الإمام الخميني (قدس سره): احرام قبل از ميقات صحيح است و زن‌هاى حائض مى‌توانند در مدينه با نذر محرم شوند، ولى نذر زن بايد با اذن شوهر باشد. (7)

السيد الگلپايگاني (قدس سره): يمين زوجه و نذر او بدون اذن زوج منعقد نمى‌شود. (8)

السيد الخوئي (قدس سره) و السيد الگلپايگاني (قدس سره): احرام از خارج مسجد صحيح است. (9)

السيد الشبيري: براى كسى كه از ميقات يا نزديك ميقات مى‌گذرد نذر احرام قبل از ميقات صحيح نيست. (زن حائض مى‌تواند خارج مسجد محرم شود و هم مى‌تواند در حال عبور در مسجد محرم شود) (10)

____________

(1) ص 26

(2) ص 34

(3) تحرير، 73

(4) ص 34

(5) ص 92

(6) ص 72

(7) ميقات، م 13

(8) احكام، ص 70

(9) مناسك.

(10) ص 42

58

الشيخ البهجت: زن‌هايى كه به واسطه عادت زنانه معذورند مى‌توانند قبل از ميقات با نذر محرم شوند، هرچند نائب باشند (1) و در صورتى كه منافى با حق زوج نباشد مى‌تواند بدون اذن نذر كند. (2) و در توضيح ص 427 نذر زن بدون اجازه شوهر بنا بر احتياط واجب وصفاً منعقد مى‌شود.

منه أيضاً: الذين يسافرون إلى جدّة بالطائرة و كان ذهابهم إلى الجحفة أو غيرها من المواقيت شاقاً عليهم يجزيهم الإحرام من جدّة بالنذر. (3)

الشيخ التبريزي (قدس سره): اگر شوهر حاضر نباشد استيذان لازم نيست. (4)

الشيخ الصافي: يمين زوجه بدون اذن زوج منعقد نمى‌شود و اما نذر زوجه در غير آن چه متعلّق حق زوج است، خصوصاً در غير ماليات حكم يمين را داشته باشد اشكال است. (5)

الشيخ الفاضل: حاشيه ندارند.

الشيخ المكارم: اگر نذر زن مزاحم حق شوهر نباشد، اجازه لازم نيست. (6)

منه أيضاً: احرام در خارج مسجد جايز است. (7)

الشيخ النوري: در مناسك محشى حاشيه ندارند. (8)

نذر احرام قبل از ميقات براى نائب

الإمام الخميني (قدس سره): چون احرام قبل از ميقات با نذر صحيح است، زن‌هاى حائض مى‌توانند در مدينه با نذر محرم شوند. (9)

____________

(1) جديد، ص 7.

(2) س 28.

(3) ص 197.

(4) شفاهى.

(5) م 170.

(6) محشى، م 13.

(7) محشى، ص 107، م 13.

(8) ميقات، م 13.

(9) متفرقه ميقات، 13.

59

السيد الخوئي (قدس سره): يجوز الإحرام لساكن جدّة للمفردة و التمتع إذا يبقى فيها مدة يصدق انّ منزله فيها.

و وافقه الشيخ التبريزي (قدس سره) ثمّ قال: إذا شك في صدق العنوان لا بد أن يذهب إلى أحد المواقيت. (1)

السيد الگلپايگاني (قدس سره): نذر احرام قبل از ميقات براى نائب هم جايز است. (2)

السيد السيستاني: في سؤال 101 في الملحق: و هل يشرع النذر في المواقيت المعلومة سواء كان النذر قبل الوصول إليها أم بعده؟ ج: ... كما يصحّ الإحرام بالنذر قبل الوصول إلى المواقيت المعلومة و كذا نذر الإحرام في المواقيت نفسها. (3)

السيد الشبيري: بر كسى كه از ميقات يا نزديك ميقات عبور مى‌كند لازم است از ميقات محرم شود و نمى‌تواند به نذر قبل از ميقات محرم شود. (4)

*** الشيخ البهجت: نذر احرام قبل از ميقات جايز است، هرچند نائب باشد. (5)

الشيخ الصافي: با نظر آقاى گلپايگانى (قدس سره) موافق است.

الشيخ الفاضل: با نظر مرحوم امام (قدس سره) موافق است.

الشيخ المكارم: اگر نذر كند كه از محلى پيش از ميقات احرام ببندد جائز است و بايد از همان‌جا محرم شود. (6)

الشيخ النوري: با نظر مرحوم امام (قدس سره) موافق است.

الشيخ الوحيد: يصحّ أن ينذر الإحرام قبل الميقات من مكان معيّن و لا يلزمه التجديد في الميقات و لا المرور عليه و لا فرق في ذلك بين الحج الواجب و المندوب و العمرة المفردة؛ نعم إحرام الحجّ و عمرة التمتع لا بد أن يكون في أشهر الحجّ. (7)

____________

(1) الصراط، ج 2، ص 218

(2) ص 89 احكام.

(3) ص 55

(4) م 115

(5) مسائل جديد، ص 7

(6) مناسك محشى، ص 100

(7) ص 72

60

با نذر احرام در ايران لازم نيست به ميقات برود

السيد السيستاني: نذر صحيح است و احرام هم محقق مى‌شود و لازم نيست به ميقات برود مگر بداند كه مجبور مى‌شود در روز سوار هواپيما يا ماشين مسقف بشود كه صحت نذر در اين صورت محل اشكال است و نيز بنا بر احتياط در شب‌هاى بارانى. (1)

السيد الشبيري: اگر مرور به ميقات نكند احرام او صحيح است. (2)

السيد الخامنه‌اي: بلى نذر او صحيح است، بايد در ايران محرم شود و رفتن به ميقات لازم نيست. (3)

*** الشيخ البهجت: مى‌تواند با نذر احرام در ايران محرم شود و رفتن ميقات لازم نيست. (4)

الشيخ التبريزي (قدس سره): نذر مذكور صحيح است و رفتن به ميقات لازم نيست. (5)

الشيخ الصافي: نذر مذكور صحيح است و رفتن به ميقات لازم نيست. (6)

الشيخ الفاضل: مانعى ندارد، مشروط بر اينكه احرام در ايران مستلزم انجام محرمات احرام مثل سفر در زير سايبان در روز نباشد و الّا احتياط آن است كه نذر نكند و محرم نشود و در فرض صحت رفتن به ميقات لازم ندارد. (7)

الشيخ النوري: نذر و احرام او صحيح است و رفتن به ميقات لازم نيست. (8)

____________

(1) مهر دفتر.

(2) مهر شخصى.

(3) مهر خاص.

(4) مهر دفتر.

(5) مهر شخصى.

(6) مهر شخصى.

(7) مهر دفتر.

(8) مهر شخصى.

61

نذر الصيام في حال السفر

السيد الگلپايگاني (قدس سره): شفاهاً فرمودند: اشكال ندارد.

السيد السيستاني: فرع 44 در دفتر استفتاءات: س: در جواز صوم در سفر فرق است بين آنكه قبلًا نذر كرده باشد يا اينكه در حال سفر هم مى‌تواند نذر كند؟ ج: فرق نمى‌كند، ولى اگر در اثناء روز بخواهد نذر روزۀ همان روز را بكند، صحت آن محل اشكال است.

السيد الخامنه‌اي: مى‌تواند براى روزه نذر كند و در اين صورت اعتكاف مانع ندارد. (1)

السيد الشبيري: بلى مى‌تواند بعد از سفر نذر كند كه در همان سفر روزه بگيرد و معتكف شود. (2)

*** الشيخ البهجت: مى‌تواند پس از وارد شدن به مكه مكرّمه با نذر به اعتكاف بپردازد. (3)

الشيخ التبريزي (قدس سره): نذر روزه در حال سفر اگر روزه واجب در ذمّه نداشته باشد اشكال ندارد. (4)

الشيخ الصافي: محل اشكال است. (5)

الشيخ المكارم: بدون قصد اقامه ده روز، گرفتن روزه اشكال دارد. (6)

نذر براى كعبه مقدسه و ضرائح مقدسه

السيد الخوئي (قدس سره): س: هل يجوز رمي النقود بأضرحة الأئمّة المعصومين (عليهم السلام)؟

ج: نعم يجوز و أمّا لو نذر فلا يصحّ نذره. و في مسألة 1048: أمّا النذورات‌

____________

(1) المصدر.

(2) المصدر.

(3) الميقات، ص 38

(4) شفاهى.

(5) جامع الاحكام.

(6) المصدر.

62

المخصصة للسيدة زينب (عليها السلام) و العباس (عليه السلام) أو أحد الأئمّة (عليهم السلام) المقيدة بوضعها في القفص أو المطلقة كيف يصرف؟ ج: ربّما لا يكون للوضع في القفص رجحان فلا ينعقد النذر و أمّا النذر المطلق لمن ذكر فمصرفه الإنفاق على حرمه أو على زوّاره الفقراء و نحو ذلك. (1)

السيد الگلپايگاني (قدس سره): به مصرف زوار محتاج برسانند و نذر ضرائح مقدسه را هم اگر نمى‌توانند به نحو مطلوب عمل نمايند به زائرينى كه محتاج هستند برسانند. (2)

السيد الشبيري: محصل جواب: اگر در زمانى كه توليت اماكن مقدسه به نحو شرعى باشد جايز است تحت اختيار آنان قرار دهد و الّا برحسب عرف محل اگر قصد ناذر روشن نشود به مصرف زوارى كه محتاجند برسانند مطابق احتياط است. (3)

*** الشيخ البهجت: اگر براى حرم امامان (عليهم السلام) و يا امامزادگان نذر كرده بايد به مصرف تعمير و روشنايى و فرش حرم و مانند اينها برسد و اگر براى خود امامان نذر كرده و مصرف معينى ذكر نكرده بايد به فقرا و زوار بدهند يا به مصرف مسجد و مانند آن برسانند و ثواب آن را براى امام (عليه السلام) هديه كنند. (4)

الشيخ التبريزي (قدس سره): به مصرف فقرا و زوّار مؤمنين برسانند. (5)

____________

(1) صراط النجاة، ج 1، ص 382

(2) شفاهى.

(3) كتبى.

(4) توضيح ص 42

(5) ص 378 صغير.

63

ملحقات احرام

64

{*empty#}صفحة فارغة (مطابق للمطبوع){#empty*}